محمد مهدى ملايرى
92
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
هم در تاريخ ادبيات زبان عربى اثر بارزى داشته است » . اين مقدمهاى بود به فارسى بر مقالهاى به عربى با عنوان « النيروز عبر التاريخ و فى الادب العربى » كه در نوروز سال 1339 هجرى خورشيد - درست سى و يك سال پيش - براى نشر در مجلهء دو زبانى الدراسات الادبية نشريهء كرسى زبان و ادبيات فارسى دانشگاه لبنان نوشته بودم ، و در همان زمان هم در شمارهء يكم سال دوم آن مجله در بيروت منتشر گرديد . آنچه در اينجا مىآيد نه ترجمهء آن مقاله و نه تكرار هيچيك از مطالب آن است ، بلكه ذكر برخى از آيينهاى اين عيد است كه از ديرباز در ميان همهء مردمى كه با اين عيد سروكار داشتهاند معمول بوده و دورههاى مختلفى را به خود ديده ولى در همهء دورهها يكسان نمانده است . بلكه به همانگونه كه در بسيارى از دورهها باعث شادى و نشاط ، و نشانى از لطف و مهربانى بوده در برخى از دورهها هم بعضى از آنها باعث دردسر و مايهء رنج مردم شده است ؛ و ذكر اين آيينها هم در اينجا نه به منظور وصف آن مراسم و سير تاريخى آنها بلكه براى توجه دادن به نكتهاى است كه توجه به آن از لحاظ تحقيق در تاريخ ايران و اسلام هردو مفيد به نظر مىرسد ، و آن پيوندى است كه نوروز و آيينهاى آن در دوران اسلامى با فراز و نشيبهاى انديشه و علم در جهان اسلام داشته است ، بدينگونه كه در دورههاى شكوفايى علم و انديشه ، نوروز هم در جهان اسلام فر و شكوهى داشته و در دورههاى ديگر چنان نبوده . و در آنچه هم به رابطهء آن با اسلام و احكام آن بازمىگشته ، در دورههايى كه سروكار مسلمانان با كسانى بوده كه چهرهء اسلام را در سرچشمههاى اصلى آن صاف و بىغل و غش مىديدهاند ، و اين دين را چنان كه در اصل بوده سهل و سمح يعنى آسانگير و پرگذشت مىشناختهاند ، نوروز و آيينهاى آن هم همچنان روشن و بىغل و غش مىنموده ، ولى در دورههايى كه سروكار مسلمانان يا طايفهاى از آنها با كسانى مىافتاده كه خود در قيد و بند مجادلات مذهبى و تعصبهاى ناشى از آن گرفتار بوده ، و اسلام را هم از خلال همان مجادلات و تعصبها دينى